to show off, to flex, to put on airs, to gussy, to flaunt, to roister, to boast
to show off
to flex
to put on airs
to gussy
to flaunt
to roister
to boast
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او با اتومبیل جدیدش پز میدهد.
He is showing off his new car.
درحالیکه برخی افراد ممکن است با دستاوردهای تحصیلی خود پز دهند، ضروری است که تشخیص دهیم موفقیت واقعی اغلب طیف وسیعتری از مهارتها را فراتر از صرفاً مدارک شامل میشود.
While some individuals may flex their academic achievements, it is imperative to recognize that true success often encompasses a broader spectrum of skills beyond mere qualifications.
برای پز دادن دانشنامهی دکتری خود را قاب کرده بود.
To show off, he had framed his doctorate diploma.
او همیشه سعی میکند دربارهی ماشین جدیدش پز بدهد، حتی وقتی هیچکس نپرسیده است.
He always tries to flex about his new car, even when no one asks.
او برای اینکه پز دانش تاریخیاش را در بحثهای کلاسی بدهد، هیچ فرصتی را از دست نمیدهد.
He never misses an opportunity to show off his knowledge of history during class discussions.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پز دادن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پز دادن