job, profession, work, craft, vocation, trade, calling, career, metier, occupation
job
profession
work
craft
vocation
trade
calling
career
metier
occupation
من آنها را به زیروبم آن پیشه آشنا کردم.
I inducted them into the secrets of the trade.
پیدا کردن پیشهی جدید میتواند فرآیندی چالشبرانگیز اما ارزشمند باشد.
Finding a new job can be a challenging but rewarding process.
a combining form (meaning: doing, -ist, er-)
a combining form
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هنرپیشه
actor
جفاپیشه
ruthless
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «پیشه» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/پیشه