آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

    گرده به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / garde /

    گیاه‌شناسی pollen

    pollen

    یاخته‌ی جنسی گیاه نر

    گرده برای آلرژی من تحریک‌کننده بود.

    The pollen was an irritant to my allergies.

    بخش‌های نر بیشتر گل‌ها، دانه‌های گرده تولید می‌کنند.

    The male parts of most flowers produce pollen grains.

    اسم
    فونتیک فارسی / gerde /

    round-grain rice, small-grain rice

    round-grain rice

    small-grain rice

    برنج دانه‌گرد

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    گرده معمولاً در تهیه‌ی سوشی استفاده می‌شود.

    Round-grain rice is commonly used in making sushi.

    کشاورزان این منطقه عمدتاً گرده می‌کارند.

    Farmers in this region grow mostly small-grain rice.

    اسم
    فونتیک فارسی / gerde /

    a round loaf of bread

    a round loaf of bread

    نان مدور

    او یک گرده از نانوایی خرید.

    She bought a round loaf of bread from the bakery.

    او کره را روی یک گرده نان گرم مالید.

    She spread butter on a warm round loaf of bread.

    اسم
    فونتیک فارسی / gorde /

    کالبدشناسی loin

    loin

    تیره‌ی پشت

    گرده‌ی اسب قوی و عضلانی به نظر می‌رسید.

    The horse's loin appeared strong and muscular.

    کشاورز گرده‌ی گاو را برای علائم بیماری بررسی کرد.

    The farmer checked the cow's loin for signs of illness.

    اسم
    فونتیک فارسی / gorde /

    کالبدشناسی kidney, nephro-

    kidney

    nephro-

    قلوه، کلیه

    دکتر توضیح داد که چگونه گرده خون را تصفیه می‌کند.

    The doctor explained how the kidney filters blood.

    بیماری گرده

    nephrosis

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد گرده

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    قرص گرد مدور
    مترادف:
    قرص نان

    ارجاع به لغت گرده

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «گرده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/گرده

    لغات نزدیک گرده

    • - گردوی امریکایی
    • - گردوی سفید
    • - گرده
    • - گرده افشاندن
    • - گرده‌افشانی
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry شیوه صاحب‌مغازه صحرا صحیح صدا صددرصد صدمه زدن صفحه صلابت صمیمی صندلی بازی ضد ضعف کردن موقع موی‌تای
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.