آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۵ آذر ۱۴۰۴

      گرد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / gerd /

      هندسه circular, round, rounded, annular, roundel, spheric, spheral, globular, globoid, globose, globous, cycloid, hoop, globate, orblike, orbicular, cylindrical, tubular, spheri-

      circular

      round

      rounded

      annular

      roundel

      spheric

      spheral

      globular

      globoid

      globose

      globous

      cycloid

      hoop

      globate

      orblike

      orbicular

      cylindrical

      tubular

      spheri-

      گرد, circular, round, rounded, annular, roundel, spheric, spheral, globular, globoid, globose, globous, cycloid, hoop, globate, orblike, orbicular, cylindrical, tubular, spheri-
      مدور، دایره
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      صفحه‌ی ساعت او گرد است.

      The dial of her watch is round.

      اتاق گرد

      a circular room

      اسم
      فونتیک فارسی / gard /

      powder, dust, flour, pounce, farina, grit, meal

      powder

      dust

      flour

      pounce

      farina

      grit

      meal

      ذرات ریز، غبار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      این گرد را در آب حل کنید و بخورید.

      Dissolve this powder in water and drink it.

      کتاب‌های زیادی که در خانه‌ی او گردوغبار جمع می‌کنند.

      Plethoric volumes that collect dust in his house.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -gard /

      a combining form (meaning: rover, revolving)

      a combining form

      گردنده، گردش‌کننده

      دوره‌گرد

      hawker

      ولگرد

      vagabond

      اسم
      فونتیک فارسی / gerd /

      perimeter, around, circumference, environ

      perimeter

      around

      circumference

      environ

      محیط

      حصار در گرد باغ ساخته شد.

      The fence was built around the perimeter of the garden.

      گِرد تنه‌ی درخت بسیار پهن بود.

      The circumference of the tree trunk was very wide.

      صفت
      فونتیک فارسی / gord /

      ادبی courageous, brave, intrepid, valorous, heroic

      courageous

      brave

      intrepid

      valorous

      heroic

      پهلوان

      آتش‌نشان گرد بدون تردید وارد ساختمان درحال سوختن شد.

      The courageous firefighter entered the burning building without hesitation.

      شوالیه‌ی گرد بدون ترس به مقابله با اژدها پرداخت.

      The brave knight faced the dragon without fear.

      اسم
      فونتیک فارسی / gard /

      مجازی heroin

      heroin

      هروئین

      پلیس گرد را در ماشین مظنون پیدا کرد.

      The police found heroin hidden in the suspect's car.

      دکتر درباره‌ی خطرات استفاده از گرد هشدار داد.

      The doctor warned about the dangers of heroin use.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد گرد

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      خاک غبار
      مترادف:
      پودر
      مترادف:
      گردش
      مترادف:
      حلقه دایره دوار گلوله مدور
      مترادف:
      پهلوان تهمتن دلیر رشید قهرمان مبارز یل

      ارجاع به لغت گرد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «گرد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/گرد

      لغات نزدیک گرد

      • - گرچ
      • - گرچه
      • - گرد
      • - گرد آمدن
      • - گرد آمدن آبگونه
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      super ser self re psycho psych platy pale oleo cross demi- dextro- down e electrotype بالا رفتن تیزرو مته‌به‌خشخاش‌گذاری بدون وصیت‌نامه ساخته‌ی ذهن مخمس مرابطه مردری مهرگیاه کپک‌زده وبا مسام راه هوایی پرستار غبطه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.