Abutting

American: əˈbətɪŋ British: əˈbʌtɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective adverb
مجاور، هم‌مرز، همسایه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد abutting

  1. verb lie adjacent to another or share a boundary
    Synonyms:
    neighboring bordering adjoining touching joining meeting edging bounding marching butting verging projecting terminating

ارجاع به لغت abutting

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «abutting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/abutting

لغات نزدیک abutting

پیشنهاد بهبود معانی