آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

    Accessories

    American: ækˈsesəriz British: əkˈsesəriz

    معنی accessories

    plural preposition C1

    لوازم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accessories

    1. noun appurtenances
      Synonyms:
      additions attachments extras decorations ornaments trimmings embellishments frills adornments bells and whistles doodads

    سوال‌های رایج accessories

    معنی accessories به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Accessories» در زبان فارسی به «لوازم جانبی» یا «اکسسوری‌ها» ترجمه می‌شود.

    «لوازم جانبی» به مجموعه‌ای از اشیاء و اقلام گفته می‌شود که به عنوان مکمل یا افزودنی به یک کالا، پوشاک، وسیله یا دستگاه افزوده می‌شوند تا کاربرد، زیبایی، راحتی یا کارایی آن را افزایش دهند. این اصطلاح در حوزه‌های مختلفی مثل مد و پوشاک، فناوری، خودرو، و حتی دکوراسیون داخلی کاربرد دارد و به طور کلی نشان‌دهنده اشیایی است که به تنهایی معمولاً کاربرد مستقلی ندارند، اما در ترکیب با کالای اصلی، ارزش و کارکرد آن را تکمیل می‌کنند.

    در صنعت مد و پوشاک، «لوازم جانبی» شامل اقلامی مانند کیف، کلاه، ساعت، زیورآلات، روسری و کمربند است که علاوه بر جنبه‌های کاربردی، نقش مهمی در زیبایی و تکمیل استایل فرد ایفا می‌کنند. انتخاب درست اکسسوری‌ها می‌تواند به ظاهر افراد جذابیت و هارمونی بیشتری ببخشد و نشان‌دهنده سلیقه و شخصیت آن‌ها باشد. این اقلام در فرهنگ‌های مختلف معانی و ارزش‌های نمادین خاصی دارند که در برخی مواقع بیانگر موقعیت اجتماعی یا گرایش‌های فرهنگی هستند.

    در حوزه فناوری، لوازم جانبی به تجهیزاتی اطلاق می‌شود که عملکرد دستگاه‌های اصلی مانند تلفن همراه، رایانه، یا دوربین را بهبود می‌بخشند یا قابلیت‌های جدیدی به آن‌ها اضافه می‌کنند. مثال‌هایی از این دسته شامل هدفون، کابل‌های اتصال، کیف محافظ، موس و کیبوردهای جانبی است. اهمیت این لوازم در افزایش بهره‌وری، حفاظت از دستگاه و سهولت استفاده بسیار چشمگیر است و بخش قابل توجهی از بازار محصولات فناوری را به خود اختصاص می‌دهد.

    از نظر اقتصادی و بازار، لوازم جانبی به عنوان کالایی با سودآوری بالا شناخته می‌شوند. تولیدکنندگان و فروشندگان اغلب با عرضه گسترده و متنوع این اقلام، امکان درآمدزایی بیشتر و جلب رضایت مشتریان را فراهم می‌آورند. همچنین، لوازم جانبی به دلیل تنوع بالا و قیمت‌های متناسب، گزینه‌های زیادی برای انتخاب مصرف‌کنندگان با سلایق و بودجه‌های متفاوت ارائه می‌دهند.

    «Accessories» نمایانگر بخشی مکمل و ضروری در زندگی روزمره و صنایع مختلف است که با افزودن ارزش کاربردی و زیبایی، تجربه کاربری را ارتقا می‌دهد. شناخت و انتخاب صحیح لوازم جانبی می‌تواند به افزایش رضایت فردی، بهبود عملکرد وسایل و ایجاد سبک‌های منحصر به فرد کمک کند و نقش مهمی در فرهنگ مصرف و طراحی ایفا نماید.

    ارجاع به لغت accessories

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «accessories» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/accessories

    لغات نزدیک accessories

    • - accessit
    • - accessorial
    • - accessories
    • - accessorize
    • - accessory
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.