Aquamarine

ˌækwəməˈriːn ˌækwəməˈriːn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective noun countable uncountable
    زمرد کبود، آکوامارین
    • - She wore a stunning aquamarine necklace.
    • - گردن‌بند زیبایی از جنس زمرد کبود به گردن داشت.
    • - I gifted her a pair of elegant aquamarine earrings for her birthday.
    • - .برای تولدش یک جفت گوشواره‌ی زیبای آکوامارین به او هدیه دادم
  • adjective noun uncountable
    رنگ زمردی کبود
    • - The artist used various shades of aquamarine to create a serene ocean scene.
    • - این هنرمند از رنگ‌های مختلف زمردی کبود برای خلق صحنه‌ای صاف از اقیانوس استفاده کرد.
    • - She wore a stunning aquamarine dress to the party.
    • - او در این مهمانی لباس زمردی کبود زیبایی پوشیده بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد aquamarine

  1. noun A shade of blue tinged with green
    Synonyms: turquoise, greenish blue, aqua, cobalt-blue, peacock-blue

ارجاع به لغت aquamarine

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «aquamarine» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/aquamarine

لغات نزدیک aquamarine

پیشنهاد بهبود معانی