آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۴

    Blind Side

    ˈblaɪndˈsaɪd blaɪndsaɪd

    معنی blind side | جمله با blind side

    noun singular

    نقطه‌ی کور

    He kept coming from my blind side.

    او دائما از نقطه کور من حمله کرد.

    Maybe we can catch them on their blind side.

    شاید بتوانیم آنها را در نقطه کورشان گیر بی‌اندازیم

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He was hit on his blind side.

    از نقطه کورش ضربه خورد.

    noun singular

    ورزش (راگبی) بلایندساید (سمت کور اسکرام)

    شکل‌های نوشتاری دیگر: blindside و blind-side

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The team launched a surprise attack down the blind side.

    تیم حمله‌ای غافلگیرکننده از بلایندساید انجام داد.

    Coaches often train forwards to exploit the blind side effectively.

    مربیان اغلب بازیکنان خط جلو را آموزش می‌دهند تا از بلایندساید به‌طور مؤثر استفاده کنند.

    noun countable

    ورزش (راگبی) بلایندساید (بازیکنی که در بلایندساید بازی می‌کند)

    شکل‌های نوشتاری دیگر: blindside و blind-side

    In many teams, the blind side is expected to dominate the physical battles.

    در بسیاری از تیم‌ها، از بلایندساید انتظار می‌رود در نبردهای فیزیکی غالب باشد.

    The coach decided to move him to blind side because of his size and strength.

    مربی تصمیم گرفت او را به‌خاطر جثه و قدرتش، به بلایندساید منتقل کند.

    adjective

    ورزش (راگبی) بلایندساید

    شکل‌های نوشتاری دیگر: blindside و blind-side

    The blind side flank usually demands more physical strength than speed.

    جناح بلایندساید معمولاً نسبت به سرعت به قدرت فیزیکی بیشتری نیاز دارد.

    Blind side play can be crucial in stopping the opponent’s attack near the touchline.

    بازی در بلایندساید می‌تواند برای متوقف کردن حمله‌ی حریف نزدیک تاچ‌لاین بسیار حیاتی باشد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد blind side

    1. verb attack by surprise
      Synonyms:
      catch unaware hit unexpectedly sucker-punch bushwhack
    1. noun unguarded side
      Synonyms:
      weak side blind spot

    ارجاع به لغت blind side

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «blind side» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/blind-side

    لغات نزدیک blind side

    • - blind man's buff
    • - blind pig
    • - blind side
    • - blind spot
    • - blind staggers
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.