۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
یک جایگزین آوردن، تعویضی آوردن (معمولا در ورزش)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالوکیشنهای متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The coach decided to bring on a substitute in the second half.
مربی تصمیم گرفت در نیمه دوم یک بازیکن تعویضی بیاورد.
They brought on a substitute goalkeeper after the first one got injured.
آنها پس از مصدومیت دروازه بان اول، یک دروازه بان جایگزین آوردند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bring on a substitute» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bring-on-a-substitute