شکل جمع:
buntingپرچم مثلثی، ریسهی پارچهای مثلثی
The streets were decorated with red, blue, and white bunting.
خیابانها با پرچمهای مثلثی سرخ، آبی و سفید آذینبندی شده بودند.
We hung colorful bunting across the garden for the party.
برای مهمانی ریسههای پارچهای رنگی را از یک طرف باغ تا طرف دیگر آویختیم.
Children ran under the bunting during the summer fair.
بچهها در نمایشگاه تابستانی از زیر پرچمهای مثلثی دویدند.
جانورشناسی زردپره
همچنین در حالت جمع میتوان از buntings بهجای bunting استفاده کرد.
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی جانورشناسی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
A yellow bunting perched on the garden fence.
زردپرهای روی نردهی باغ نشست.
Photographers waited quietly to capture the bunting on camera.
عکاسان بهآرامی منتظر ماندند تا زردپره را با دوربین ثبت کنند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bunting» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bunting