آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ بهمن ۱۴۰۲

      Tapping

      ˈtæpɪŋ ˈtæpɪŋ

      معنی tapping | جمله با tapping

      noun

      آرام‌کوبی (عمل ضربه زدن آهسته به چیزی)

      The tapping of raindrops on the roof provided a soothing rhythm.

      آرام‌کوبی قطرات باران به سقف، ریتم آرامش‌بخشی را ایجاد می‌کرد.

      The tapping of her fingers on the table revealed her impatience.

      ضربه‌ی انگشتانش روی میز از بی‌تابی‌اش حکایت داشت.

      noun

      شنود، استراق سمع (عمل به دست آوردن اطلاعات به‌طور مخفیانه از طریق دستگاه‌های شنود یا ضبط مخفی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The tapping of the phone line revealed crucial evidence.

      شنود خط تلفن شواهد مهمی را فاش کرد.

      The company's reputation was tarnished due to allegations of tapping on competitors.

      وجهه‌ی این شرکت به دلیل اتهام استراق سمع از رقبا لکه‌دار شد.

      noun

      انشعاب‌گیری (از لوله و غیره به روش قلاویزکاری)

      The tapping process requires precision and careful handling.

      فرایند انشعاب‌گیری به دقت و رسیدگی دقیق نیاز دارد.

      Tapping is a common method used to extract samples from pressurized pipes.

      انشعاب‌گیری روش رایجی است که از آن برای استخراج نمونه از لوله‌های تحت‌فشار استفاده می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tapping

      1. verb to remove (a liquid) by a steady, gradual process
        Synonyms:
        emptying draining drawing pumping
      1. verb tap a telephone or telegraph wire to get information
        Synonyms:
        intercepting wiretapping bugging
      1. verb draw from; make good use of
        Synonyms:
        exploiting drilling boring piercing broaching perforating stabbing spiking
        Antonyms:
        closing
      1. verb to select for an office or position
        Synonyms:
        appointing designating naming making nominating
      1. verb make light, repeated taps on a surface
        Synonyms:
        touching patting knocking rapping
      1. verb make a solicitation or entreaty for something; request urgently or persistently
        Synonyms:
        soliciting begging
      1. verb to select, as for membership in an organization; designate.
        Synonyms:
        appointing

      ارجاع به لغت tapping

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tapping» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tapping

      لغات نزدیک tapping

      • - tapper
      • - tappet
      • - tapping
      • - taproom
      • - taproot
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.