آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

    Copilot

    ˈkoʊˌpɑɪlət ˈkopaɪlət

    توضیحات:

    شکل نوشتاری دیگر این لغت: co-pilot

    معنی copilot | جمله با copilot

    noun countable

    (هواپیمایی) کمک‌خلبان، خلبان دوم

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    The copilot sat in the cockpit, ready to assist the pilot during the flight.

    کمک‌خلبان در کابین خلبان نشست و آماده‌ی کمک به خلبان در طول پرواز بود.

    The copilot communicated with air traffic control to obtain clearance for takeoff.

    خلبان دوم با کنترل ترافیک هوایی ارتباط برقرار کرد تا مجوز پرواز را به دست آورد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد copilot

    1. noun a relief pilot on an airplane
      Synonyms:
      co-pilot

    سوال‌های رایج copilot

    معنی copilot به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی copilot در زبان فارسی به کمک‌خلبان ترجمه می‌شود.

    کمک‌خلبان یا copilot شخصی است که در کنار خلبان اصلی هواپیما فعالیت می‌کند و نقش مهمی در هدایت و مدیریت پرواز دارد. کمک‌خلبان مسئولیت‌های مختلفی از جمله بررسی تجهیزات، کنترل سیستم‌های هواپیما، کمک در ناوبری و آماده‌سازی برای مواقع اضطراری را بر عهده دارد. او معمولاً در طول پرواز با خلبان اصلی هماهنگ است و در مواقع لزوم می‌تواند هدایت هواپیما را به عهده گیرد، بنابراین نقش او در ایمنی و عملکرد صحیح پرواز بسیار حیاتی است.

    یکی از ویژگی‌های مهم copilot، توانایی همکاری و هماهنگی دقیق با خلبان اصلی است. این همکاری نیازمند تمرکز بالا، دانش فنی گسترده و توانایی تصمیم‌گیری سریع در شرایط مختلف است. کمک‌خلبان باید بتواند در موقعیت‌های اضطراری بدون تأخیر و با دقت عمل کند و نقش مکملی برای خلبان اصلی ایفا نماید. به همین دلیل آموزش و تجربه عملی برای copilot اهمیت زیادی دارد.

    نقش کمک‌خلبان تنها محدود به زمان پرواز نیست. پیش از پرواز، او مسئول بررسی برنامه‌ی پرواز، چک‌لیست تجهیزات، وضعیت هوا و سوخت است و اطمینان حاصل می‌کند که همه چیز برای پرواز ایمن آماده است. پس از فرود، copilot در تکمیل گزارش‌های پرواز و تحلیل عملکرد نیز مشارکت می‌کند. این مسئولیت‌ها نشان می‌دهند که کمک‌خلبان بخشی جدایی‌ناپذیر از عملکرد موفق هواپیما و امنیت سرنشینان است.

    در محیط‌های نظامی یا آموزشی نیز copilot نقش مهمی دارد. در هواپیماهای نظامی، کمک‌خلبان ممکن است مسئولیت‌های تخصصی مانند کنترل سیستم‌های تسلیحاتی یا ارتباطات با مرکز فرماندهی را بر عهده گیرد. در مدارس و مراکز آموزش خلبانی، copilot به عنوان دستیار مربی و فردی که تجربیات عملی را با دانش نظری ترکیب می‌کند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

    copilot نماینده‌ی همکاری، هماهنگی و مسئولیت‌پذیری در محیطی حساس و پیچیده است. نقش او فراتر از یک دستیار ساده است و تضمین‌کننده‌ی ایمنی، عملکرد درست و موفقیت‌آمیز پرواز به شمار می‌رود. این واژه یادآور اهمیت کار تیمی، مهارت‌های فنی و تمرکز بالا در شرایطی است که کوچک‌ترین خطا می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد.

    ارجاع به لغت copilot

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «copilot» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/copilot

    لغات نزدیک copilot

    • - copestone
    • - copier
    • - copilot
    • - coping
    • - coping saw
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.