آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مهر ۱۴۰۴

      Dispatcher

      American: ˈdɪspætʃər British: dɪˈspætʃə

      معنی dispatcher

      noun

      اعزام‌کننده، توزیع‌کننده امکانات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد dispatcher

      1. noun the official who signals the beginning of a race or competition
        Synonyms:
        starter

      سوال‌های رایج dispatcher

      معنی dispatcher به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «dispatcher» در زبان فارسی به «مسئول اعزام» یا «هماهنگ‌کننده عملیات» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فردی اشاره دارد که مسئولیت برنامه‌ریزی، هماهنگی و نظارت بر ارسال وسایل نقلیه، محموله‌ها یا نیروها را بر عهده دارد. Dispatcher نقش کلیدی در تضمین حرکت به موقع، مؤثر و سازمان‌یافته‌ی منابع دارد و اغلب در حمل‌ونقل، خدمات اضطراری، لجستیک و صنایع مرتبط دیده می‌شود.

      در حمل‌ونقل و لجستیک، dispatcher وظیفه دارد تا وسایل نقلیه را به مقصد مناسب هدایت کند و مسیرها، زمان‌بندی و اولویت‌ها را هماهنگ نماید. برای مثال، در شرکت‌های حمل‌ونقل، dispatcherها تماس با رانندگان، تخصیص بار و مدیریت تحویل‌ها را بر عهده دارند. کار آن‌ها تضمین می‌کند که فرآیند حمل‌ونقل به شکل روان و بدون تأخیر انجام شود و منابع سازمان بهینه استفاده گردد.

      در خدمات اضطراری، مانند آتش‌نشانی، اورژانس یا پلیس، dispatcher نقش حیاتی در مدیریت بحران و پاسخ سریع به حوادث دارد. این افراد تماس‌های ورودی را دریافت می‌کنند، موقعیت حادثه را ارزیابی کرده و واحدهای مناسب را به سرعت اعزام می‌کنند. مهارت‌های تصمیم‌گیری سریع، دقت و توانایی مدیریت اطلاعات در این حوزه اهمیت بالایی دارد، زیرا کوچک‌ترین تأخیر یا خطا می‌تواند پیامدهای جدی داشته باشد.

      در محیط‌های صنعتی و سازمانی، dispatcherها مسئول هماهنگی فرآیندهای تولید، توزیع و خدمات پس از فروش هستند. آن‌ها با مدیریت جریان کار، ارتباط میان بخش‌ها و نظارت بر زمان‌بندی، به کارآمدی عملیات کمک می‌کنند و از اختلال یا هدررفت منابع جلوگیری می‌کنند. این نقش نشان‌دهنده اهمیت مدیریت مؤثر و توانایی حفظ نظم در سیستم‌های پیچیده است.

      dispatcher نمادی از هماهنگی، دقت و مسئولیت‌پذیری است. این واژه یادآور آن است که در بسیاری از عملیات انسانی و سازمانی، حضور فردی که بتواند منابع، زمان و مسیرها را به صورت مؤثر مدیریت کند، حیاتی است. Dispatcherها با برنامه‌ریزی و نظارت خود، عملکرد روان، ایمنی و موفقیت سازمان‌ها را تضمین می‌کنند و نقش اساسی در موفقیت عملیات روزمره و بحرانی دارند.

      ارجاع به لغت dispatcher

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «dispatcher» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dispatcher

      لغات نزدیک dispatcher

      • - dispatch-box
      • - dispatch-rider
      • - dispatcher
      • - dispatching
      • - dispel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.