فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Falloff

American: ˈfɔːlɒfˈfɒːlɒːf British: ˈfɔːlɒfˈfɒːlɒːf
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • تمایل داشتن، متوجه بودن، منحرف شدن، انحراف، نزول
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد falloff

  1. noun A noticeable deterioration in performance or quality
    Synonyms: slump, slack, drop-off, falling-off

ارجاع به لغت falloff

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «falloff» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/falloff

لغات نزدیک falloff

پیشنهاد بهبود معانی