فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fencing

ˈfensɪŋ ˈfensɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    fenced
  • شکل سوم:

    fenced
  • سوم شخص مفرد:

    fences

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun uncountable
    ورزش شمشیر‌بازی
  • noun uncountable
    چوب، سیم، توری، (برای کشیدن حصار) نرده
  • noun uncountable
    حصار‌کشی، نرده کشی
    • - Fencing was a part of German college education.
    • - شمشیربازی جزئی از آموزش دانشگاهی آلمان‌ها بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fencing

  1. noun foils
    Synonyms: foil work, swordplay, swordsmanship

ارجاع به لغت fencing

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fencing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fencing

لغات نزدیک fencing

پیشنهاد بهبود معانی