فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Firkin

ˈfɜːrkɪn ˈfɜːkɪn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    قدیمی چلیک، حلب، بشکه‌ی چوبی (در اندازه‌ای کوچک)
    • - The firkin was filled to the brim with delicious ale.
    • - بشکه‌ی چوبی تا لبه با آبجوی خوشمزه پر شد.
    • - The firkin was made of sturdy oak and had intricate carvings.
    • - چلیک از بلوط محکم ساخته شده بود و دارای کنده‌کاری‌های پیچیده بود.
  • noun countable
    فیرکین (واحد ظرفیت در بریتانیا) (برابر با یک چهارم پیمانه)
    • - The farmer sold a firkin of butter at the market.
    • - کشاورز یک فیرکین کره را در بازار فروخت.
    • - The baker used a firkin of flour to make a large batch of bread.
    • - نانوا از یک فیرکین آرد برای تهیه‌ی یک دسته‌ی بزرگ نان استفاده کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت firkin

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «firkin» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/firkin

لغات نزدیک firkin

پیشنهاد بهبود معانی