فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Frenchify

ˈfrentʃəˌfaɪ ˈfrentʃɪfaɪ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • adverb
    فرانسوی مآب شدن،آداب و رسوم فرانسوی‌ها را داشتن
    • - He went to France for six months and now he has become completely Frenchified.
    • - شش ماه فرانسه رفت و حالا کاملاً ژست فرانسوی می‌گیرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت frenchify

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «frenchify» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/frenchify

لغات نزدیک frenchify

پیشنهاد بهبود معانی