آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مهر ۱۴۰۴

      Gm

      ˌdʒiː ˈem ˌdʒiː ˈem

      معنی gm | جمله با gm

      abbreviation

      گرم (اختصار نوشتاری)

      شکل کامل: gram

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The gold ring weighed about 7 gm.

      وزن حلقه‌ی طلا حدود ۷ گرم بود.

      He bought 100 gm of cheese from the market.

      او ۱۰۰ گرم پنیر از بازار خرید.

      abbreviation adjective

      (GM) تراریخته، دستکاری‌شده‌ی ژنتیکی، اصلاح‌شده‌ی ژنتیکی

      شکل کامل: genetically modified

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      Scientists are developing GM rice with higher nutritional value.

      دانشمندان درحال توسعه‌ی برنج تراریخته‌ای با ارزش غذایی بالاتر هستند.

      Some people worry about the safety of GM foods.

      برخی مردم نگران ایمنی غذاهای تراریخته هستند.

      abbreviation

      (GM) مدیر کل

      شکل کامل: general manager

      The GM decided to restructure the sales department.

      مدیر کل تصمیم گرفت بخش فروش را بازسازی کند.

      Our GM will attend the international conference next week.

      مدیر کل ما، هفته‌ی آینده در کنفرانس بین‌المللی شرکت خواهد کرد.

      abbreviation

      (GM) استاد بزرگ

      شکل کامل: grand master

      He trained under a martial arts GM for many years.

      او سال‌ها زیر نظر استاد بزرگ هنرهای رزمی آموزش دید.

      The GM title is awarded by FIDE to the world’s best chess players.

      عنوان استاد بزرگ توسط فدراسیون شطرنج به بهترین شطرنج‌بازان جهان اعطا می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gm

      1. noun a metric unit of weight equal to one thousandth of a kilogram
        Synonyms:
        gram gramme g

      ارجاع به لغت gm

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gm» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gm

      لغات نزدیک gm

      • - glyptodont
      • - glyptograph
      • - gm
      • - GM food
      • - gmat
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      current conk out benefit come forward legend custom transitively decrease claim tyke deliquesce practice superhuman promise node کرایه کوانتوم کوارتز کوبا فلسفی گیاه رونده افعی افت کردن طمعکار اشغالگر اعصاب اعلان اقیانوس انقطاع اپیدمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.