چه بهتر، بهجهنم، خوشحالم که خلاص شدم، خدا را شکر که رفت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
They finally got rid of that troublesome contractor, good riddance.
بالاخره از دست پیمانکار مشکلساز خلاص شدند؛ خدا را شکر.
He finally quit the job, good riddance.
بالاخره از کارش استعفا داد؛ خوشحالم که از شرش خلاص شدم.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «good riddance» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/good-riddance