آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Grandmotherly

American: ˈɡrændˌməðərli British: ˈɡrændˌməðərli

معنی grandmotherly

adjective

وابسته به مادربزرگ، مادربزرگانه

adjective

مهربان

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
adjective

(عامیانه) عصبی و ایرادی

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت grandmotherly

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «grandmotherly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/grandmotherly

لغات نزدیک grandmotherly

پیشنهاد بهبود معانی