آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Heeled

American: ˈhiːld British: hiːld

سوم‌شخص مفرد:

heels

وجه وصفی حال:

heeling

معنی heeled

adjective

پاشنه‌دار، با پاشنه

adjective

(عامیانه) پولدار

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
adjective

(عامیانه) مسلح

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد heeled

  1. verb tilt to one side
    Synonyms:
    tilted slanted inclined tipped sloped leant canted listed raked ended
  1. verb to follow closely or persistently
    Synonyms:
    followed attended trailed dogged tagged

سوال‌های رایج heeled

وجه وصفی حال heeled چی میشه؟

وجه وصفی حال heeled در زبان انگلیسی heeling است.

سوم‌شخص مفرد heeled چی میشه؟

سوم‌شخص مفرد heeled در زبان انگلیسی heels است.

ارجاع به لغت heeled

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «heeled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/heeled

لغات نزدیک heeled

پیشنهاد بهبود معانی