Hesitantly

ˈhezətntli ˈhezɪtntli
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • adverb
    با تردید، از روی تردید، از روی دودلی، با دودلی
    • - She confirmed the rumor, hesitantly.
    • - او با تردید این شایعه را تأیید کرد.
    • - The student hesitantly raised her hand, unsure if her answer was correct.
    • - دانش‌آموز با دودلی دستش را بالا برد و مطمئن نبود که جوابش درست است یا نه.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد hesitantly

  1. adverb dubiously
    Synonyms: falteringly, shyly, carefully

ارجاع به لغت hesitantly

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «hesitantly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/hesitantly

لغات نزدیک hesitantly

پیشنهاد بهبود معانی