با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Indolence

ˈɪndələns ˈɪndələns
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    فرویش، رخوت، سستی، تنبلی، تن‌آسایی، راحت‌طلبی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد indolence

  1. noun sloth
    Synonyms: disinclination, procrastination, idleness, laziness

ارجاع به لغت indolence

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «indolence» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/indolence

لغات نزدیک indolence

پیشنهاد بهبود معانی