شکل جمع:
inundationsآبوهوا سیل، آبگرفتگی، طغیان، سیلاب
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی آبوهوا
The inundation covered the roads, making travel impossible.
سیل جادهها را پوشاند و سفر را غیرممکن کرد.
The city experienced an inundation during the heavy storm.
این شهر در طول طوفان شدید دچار آبگرفتگی شد.
The inundation destroyed the village's crops.
سیل محصولات کشاورزی روستا را نابود کرد.
the river's inundation
طغیان رودخانه
انبوه، هجوم، خیل عظیم، تعداد زیاد، مقدار زیاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The city struggled to cope with the inundation of refugees.
شهر در مقابله با انبوه پناهندگان ناتوان بود.
The new product received an inundation of orders on the first day.
محصول جدید در روز اول با تعداد زیادی سفارش مواجه شد.
An inundation of emails flooded her inbox after the announcement.
پساز اعلامیه، خیل عظیمی از ایمیلها صندوق پستی او را پر کرد.
An inundation of complaints forced the company to change its policy.
تعداد زیادی از شکایات شرکت را مجبور به تغییر سیاستش کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inundation» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inundation