شکل جمع:
iterationsتکرار، بازانجام، بازاجرا، تجدید
a constant iteration of requests
تکرار دائم درخواستها
Each iteration of the experiment brought us closer to the correct result.
هر تکرار آزمایش ما را به نتیجهی صحیح نزدیکتر کرد.
After an iteration of rehearsals, the performance improved.
پس از یک دورهی بازاجرا در تمرینها، اجرا بهتر شد.
ریاضی تکرار (روشهای تکرارپذیر که برای به دست آوردن پاسخ عددیِ تقریبی برای برخی از مسائل استفاده میشوند)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Each iteration refines the estimate of the root.
هر تکرار برآورد ریشه را اصلاح میکند.
After ten iterations, the sequence stabilized.
پساز ده تکرار، دنباله تثبیت شد.
Iteration continues until the error is below the threshold.
تکرار ادامه مییابد تا خطا زیر آستانه قرار گیرد.
iteration method
(ریاضی) روش بارست، روش تکرار
نسخه
The latest iteration of the app fixed many bugs.
آخرین نسخهی برنامه، بسیاری از باگها را رفع کرد.
We released a new iteration every month.
ما هر ماه یک نسخهی جدید منتشر میکردیم.
The first iteration was a prototype only.
اولین نسخه تنها یک نمونهی آزمایشی بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «iteration» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/iteration