Keen On Something (or Somebody)

kin ɑn ˈsʌmθɪŋ ɔr ˈsʌmˌbɑdi kiːn ɒn ˈsʌmθɪŋ ɔː ˈsʌmbədi
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • collocation
    مشتاق چیزی یا کسی بودن، خواهان بودن، کسی را دوست داشتن، مجذوب کسی شدن، به چیزی تمایل داشتن، به انجام کاری تمایل داشتن
    • - I'm not particularly keen on spicy food.
    • - من علاقه‌ی خاصی به غذاهای تند ندارم.
    • - She's not really keen on going to the party tonight.
    • - او واقعاً تمایلی به رفتن به مهمانی امشب ندارد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت keen on something (or somebody)

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «keen on something (or somebody)» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/keen-on-something-or-somebody

لغات نزدیک keen on something (or somebody)

پیشنهاد بهبود معانی