فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Lamia

ˈleɪmiə ˈleɪmiə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • ساحره، خون‌آشام
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد lamia

  1. noun A woman who practices magic
    Synonyms: enchantress, hag, vampire, sorceress, witch

ارجاع به لغت lamia

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lamia» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/lamia

لغات نزدیک lamia

پیشنهاد بهبود معانی