آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ شهریور ۱۴۰۴

      Motherless

      ˈmʌðərləs ˈmʌðələs

      معنی motherless

      adjective adverb

      بی‌مادر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده motherless

      noun
      mother, motherhood, mothering
      adjective
      motherly, motherless
      verb - transitive
      mother

      سوال‌های رایج motherless

      معنی motherless به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «motherless» در زبان فارسی به «بی‌مادر» یا «یتیم از مادر» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «motherless» در زبان انگلیسی صفتی است که به کسی یا چیزی اطلاق می‌شود که مادر ندارد. این فقدان می‌تواند ناشی از مرگ مادر، جدایی، یا عدم حضور او در زندگی فرد باشد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، بی‌مادر بودن نه تنها یک وضعیت خانوادگی بلکه یک مفهوم عاطفی و اجتماعی نیز به شمار می‌رود. زیرا حضور مادر اغلب با مهر، امنیت، مراقبت و تربیت گره خورده است و نبود آن، بار عاطفی و روانی سنگینی دارد.

      از دیدگاه روان‌شناسی، فردی که بی‌مادر رشد می‌کند، ممکن است در مسیر زندگی با چالش‌های بیشتری در حوزه‌ی اعتمادبه‌نفس، احساس امنیت و روابط عاطفی روبه‌رو شود. هرچند که عوامل جایگزین مانند خانواده، دوستان یا حتی جامعه می‌توانند بخشی از این خلأ را پر کنند، اما نقش بنیادین مادر در رشد هیجانی کودک معمولاً غیرقابل انکار است. به همین دلیل است که اصطلاح «motherless» در بسیاری از متون ادبی و اجتماعی، بار عاطفی شدیدی دارد و گاه برای برانگیختن همدلی یا ترحم به کار می‌رود.

      از منظر ادبی، «motherless» در اشعار و رمان‌ها نماد فقدان، تنهایی و آسیب‌پذیری است. نویسندگان با استفاده از این صفت، فضای اندوه و فقدان عاطفی را به تصویر می‌کشند. برای مثال، کودکی که «motherless» توصیف می‌شود، معمولاً نمایانگر فردی است که با سختی‌های زودهنگام زندگی دست‌وپنجه نرم کرده و مسیر بلوغش با چالش‌های عاطفی گره خورده است.

      در فرهنگ عامه نیز واژه‌ی «بی‌مادر» بار معنایی خاصی دارد. گاهی از آن برای برانگیختن احساس دلسوزی استفاده می‌شود و گاهی نیز در مقام دشنام یا تحقیر به کار می‌رود، که همین مسئله نشان می‌دهد زبان می‌تواند هم التیام‌بخش باشد و هم آسیب‌زا. بنابراین در کاربرد روزمره، حساسیت نسبت به بار معنایی این واژه اهمیت ویژه‌ای دارد.

      «motherless» تنها یک صفت توصیفی نیست، بلکه مفهومی است که با احساسات عمیق انسانی، ارزش‌های خانوادگی، و حتی هویت فردی پیوند خورده است. درک این واژه مستلزم نگاهی چندبعدی است؛ نگاهی که هم به بعد زیستی و روانی توجه داشته باشد و هم به بار فرهنگی و اجتماعی آن.

      ارجاع به لغت motherless

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «motherless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/motherless

      لغات نزدیک motherless

      • - mothering
      • - motherland
      • - motherless
      • - motherly
      • - motherwort
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.