آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مهر ۱۴۰۴

      Navy

      ˈneɪvi ˈneɪvi

      شکل جمع:

      navies

      معنی navy | جمله با navy

      noun B2

      نیروی دریایی، بحریه، ناوگان، کشتی جنگی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      noun

      رنگ سرمه‌ای

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      the Iranian navy

      نیروی دریایی ایران

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد navy

      1. noun fleet
        Synonyms:
        vessels naval force warships sea force sea power armada flotilla merchant marine marine defense argosy

      سوال‌های رایج navy

      شکل جمع navy چی میشه؟

      شکل جمع navy در زبان انگلیسی navies است.

      معنی navy به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «navy» در زبان فارسی به معنی «نیروی دریایی» ترجمه می‌شود.

      نیروی دریایی بخشی از ارتش یک کشور است که مسئولیت دفاع و عملیات در آب‌ها، دریاها و اقیانوس‌ها را بر عهده دارد. ریشه‌ی واژه از لاتین navis به معنی «کشتی» گرفته شده است و به مرور در زبان انگلیسی به معنای مجموعه‌ای از کشتی‌ها، نیروها و ساختارهای سازمان‌یافته برای فعالیت‌های دریایی تبدیل شده است.

      از منظر تاریخی، «navy» نقش حیاتی در شکل‌گیری قدرت نظامی و اقتصادی کشورها داشته است. کشورهای با نیروی دریایی قوی، توانسته‌اند مسیرهای تجاری، قلمروهای دریایی و امنیت سواحل خود را کنترل کنند. برای مثال، نیروی دریایی بریتانیا در قرون هفدهم و هجدهم به دلیل تسلط بر دریاها، نقش کلیدی در گسترش امپراتوری و تجارت جهانی ایفا کرد. این مثال نشان می‌دهد که «navy» نه تنها به معنای کشتی‌ها، بلکه به قدرت، استراتژی و نفوذ یک کشور نیز اشاره دارد.

      وظایف نیروی دریایی گسترده و متنوع است. این نیرو شامل عملیات دفاعی، حمل‌ونقل دریایی، مقابله با تهدیدات دریایی، جست‌وجو و نجات، و کمک‌های انسانی در مناطق ساحلی می‌شود. همچنین، نیروی دریایی اغلب مسئولیت توسعه و نگهداری فناوری‌های پیشرفته مانند زیردریایی‌ها، ناوهای جنگی، سامانه‌های موشکی و هواپیماهای دریایی را بر عهده دارد. بنابراین، «navy» ترکیبی از مهارت انسانی، فناوری و استراتژی نظامی است.

      در سطح اجتماعی و فرهنگی، نیروی دریایی نمادی از انضباط، شجاعت و فداکاری است. افراد شاغل در این بخش، اغلب مهارت‌های فنی، رهبری و همکاری تیمی بالایی دارند و در شرایط دشوار و خطرناک فعالیت می‌کنند. این ویژگی‌ها باعث شده است که «navy» علاوه بر کارکرد نظامی، به عنوان نمادی از غرور ملی، حرفه‌ای‌گری و تعهد به خدمت عمومی نیز شناخته شود.

      در دنیای مدرن، نیروی دریایی نقش مهمی در امنیت بین‌المللی و مقابله با تهدیدات نوین ایفا می‌کند. علاوه بر دفاع از مرزهای دریایی، ناوگان‌های دریایی در مبارزه با دزدی دریایی، قاچاق، تروریسم دریایی و بحران‌های انسانی فعالیت دارند. «navy» نه تنها نیرویی نظامی، بلکه نهادی چندوجهی است که توانایی کشورها در مدیریت و حفظ امنیت در محیط‌های دریایی و بین‌المللی را منعکس می‌کند.

      ارجاع به لغت navy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «navy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/navy

      لغات نزدیک navy

      • - navigator
      • - navvy
      • - navy
      • - navy bean
      • - navy blue
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.