آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مرداد ۱۴۰۵

      Paranoid

      ˈpærənɔɪd ˈpærənɔɪd

      صفت تفضیلی:

      more paranoid

      صفت عالی:

      most paranoid

      معنی paranoid | جمله با paranoid

      adjective B2

      روان‌شناسی سلامت روان پارانوئید، بدگمان، کژپندار، همه‌دشمن‌پندار، کج‌خیال، وابسته به پارانویا، کژپندارانه، همه‌دشمن‌پندارانه

      همچنین می‌توان از paranoidal استفاده کرد.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      She's so paranoid that she thinks her coworkers are spying on her.

      او آن‌قدر بدگمان است که فکر می‌کند همکارانش جاسوسی او را می‌کنند.

      His paranoid behavior made it hard for anyone to trust him.

      رفتار کژپندارانه‌ی او باعث شد که هیچ‌کس نتواند به او اعتماد کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Don't be so paranoid; not every student hates you!

      این‌قدر بدگمان نباش، همه‌ی شاگردان از تو بیزار نیستند!

      She kept a paranoid watch over her phone and emails.

      او به‌طرز بدگمانانه‌ای مراقب تلفن و ایمیل‌هایش بود.

      noun countable B2

      روان‌شناسی سلامت روان فرد پارانوئید، فرد کژپندار، فرد کج‌خیال، فرد بدگمان، فرد همه‌دشمن‌پندار

      همچنین می‌توان از paranoiac استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      He was labeled a paranoid after he accused his coworkers of spying on him.

      او پس‌از آنکه همکارانش را به جاسوسی از او متهم کرد، به‌عنوان یک فرد پارانوئید برچسب خورد.

      Don't dismiss him as merely a paranoid; he may have evidence.

      او را صرفاً یک فرد بدگمان نپندارید؛ ممکن است مدرکی داشته باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The town treated him as a paranoid because he warned everyone about a secret plot.

      شهر او را فردی همه‌دشمن‌پندار می‌دانست؛ چون به همه در مورد یک نقشه‌ی مخفی هشدار می‌داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد paranoid

      1. noun a person afflicted with paranoia
        Synonyms:
        paranoiac
      1. adjective
        Synonyms:
        overly suspicious unreasonably distrustful affected by paranoia having a persecution complex

      سوال‌های رایج paranoid

      صفت تفضیلی paranoid چی میشه؟

      صفت تفضیلی paranoid در زبان انگلیسی more paranoid است.

      صفت عالی paranoid چی میشه؟

      صفت عالی paranoid در زبان انگلیسی most paranoid است.

      ارجاع به لغت paranoid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «paranoid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/paranoid

      لغات نزدیک paranoid

      • - paraná
      • - paranoia
      • - paranoid
      • - paranormal
      • - paranymph
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.