آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ اسفند ۱۴۰۲

    Pebble

    ˈpebl ˈpebl

    گذشته‌ی ساده:

    pebbled

    شکل سوم:

    pebbled

    سوم‌شخص مفرد:

    pebbles

    وجه وصفی حال:

    pebbling

    شکل جمع:

    pebbles

    معنی pebble | جمله با pebble

    noun countable

    سنگ‌ریزه، ریگ

    The beach was covered in colorful pebbles of various shapes and sizes.

    ساحل پوشیده از سنگ‌ریزه‌های رنگارنگ با اشکال و اندازه‌های مختلف بود.

    She kept a collection of unique pebbles.

    مجموعه‌ای از ریگ‌های منحصربه‌فرد را نگهداری می‌کرد.

    noun countable

    کوارتز شفاف (نوعی عقیق)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The pebble sparkled in the sunlight.

    کوارتز شفاف زیر نور خورشید برق می‌زد.

    He found a small pebble of agate.

    یک قطعه عقیق کوچک پیدا کرد.

    noun

    رویه‌ی زبر و دانه‌دانه، سطح نامنظم

    As I ran my fingers over the pebble, its irregular surface reminded me of nature's artistry.

    وقتی که انگشتانم را روی رویه‌ی زبر و دانه‌دانه می‌کشیدم، سطح نامنظم آن من را به یاد هنر طبیعت می‌انداخت.

    Walking barefoot on the pebble felt like a gentle massage for my feet.

    راه رفتن با پای برهنه روی سطح نامنظم مثل ماساژ ملایم برای پاهایم بود.

    verb - transitive

    ریگ انداختن، ریگ پرت کردن

    Children pebbled the dog.

    بچه‌ها به سگ ریگ می‌انداختد.

    As they walked along the beach, they couldn't resist pebbling the seagulls.

    وقتی که آنان در امتداد ساحل قدم می‌زدند، نتوانستند در مقابل ریگ پرت کردن به سمت کاکایی‌ها مقاومت کنند.

    verb - transitive

    سنگ‌ریزه‌پوش کردن، ریگ‌پوش کردن، با ریگ پوشاندن (یا چیزهای مشابه آن)

    She pebbled the garden path to create a rustic and natural look.

    او مسیر باغ را سنگ‌ریزه‌پوش کرد تا ظاهری روستایی و طبیعی ایجاد کند.

    We decided to pebble our driveway.

    تصمیم گرفتیم مسیرمان خود را ریگ‌پوش کنیم.

    verb - transitive

    زبر رویه کردن، دارای نقش ریگی کردن، نقش و نگار ریگی دادن به (چرم و کاغذ و غیره) (با منگنه یا پرس)

    pebble leather

    چرم رو زبر (زبر رویه)

    The shoemaker decided to pebble the suede shoes for added visual appeal.

    کفاش تصمیم گرفت برای جذابیت بصری بیشتر به کفش‌های جیر نقش ریگی بدهد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pebble

    1. noun a solidified form of earth
      Synonyms:
      stone gravel cobblestone cobble pebblestone gravelstone checkstone jackstone slingstone drakestone

    سوال‌های رایج pebble

    گذشته‌ی ساده pebble چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده pebble در زبان انگلیسی pebbled است.

    شکل سوم pebble چی میشه؟

    شکل سوم pebble در زبان انگلیسی pebbled است.

    شکل جمع pebble چی میشه؟

    شکل جمع pebble در زبان انگلیسی pebbles است.

    وجه وصفی حال pebble چی میشه؟

    وجه وصفی حال pebble در زبان انگلیسی pebbling است.

    سوم‌شخص مفرد pebble چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد pebble در زبان انگلیسی pebbles است.

    ارجاع به لغت pebble

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «pebble» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/pebble

    لغات نزدیک pebble

    • - peau de soie
    • - peavey
    • - pebble
    • - pebble dash
    • - pebbly
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    inborn inclusivity included encamp inalienable in the same class (as) in one (or all in one) IDC i mean it! hypocritical hypocrite huevos rancheros however how much how مغناطیس ملاحظه کردن ملایمت من که مودی شوالیه شوخی مستهجن شور شکاک شکسته نفسی کردن شکست‌ناپذیر شگفت انگیز شیر گاو شیرینی‌پز شیمیدان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.