آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

    Prompter

    prɑːmptər ˈprɒmptə

    شکل جمع:

    prompters

    معنی prompter | جمله با prompter

    noun countable

    (شخص یا چیز) راهنما، هدایتگر، هدایت‌کننده، جهت‌دهنده، وادارکننده

    The software functioned as a prompter, suggesting phrases for the writer.

    نرم‌افزار به‌عنوان راهنما عمل کرد و عباراتی را به نویسنده پیشنهاد داد.

    In the classroom, the teacher acted as a prompter for the students' discussions.

    در کلاس درس، معلم نقش هدایتگر بحث‌های دانش‌آموزان را ایفا کرد.

    noun countable

    سینما و تئاتر سوفلور، متن‌رسان، سخن‌رسان (شخصی در پشت‌صحنه‌ی نمایش تئاتر که مواردی همچون نوبت اجرا و جملات نمایشنامه را به بازیگران یادآوری می‌کند)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The prompter's role is crucial during live performances.

    نقش متن‌رسان در اجراهای زنده حیاتی است.

    In the absence of a prompter, the actors struggled to remember their dialogues.

    در غیاب سخن‌رسان، بازیگران در یادآوری دیالوگ‌های خود به مشکل برخوردند.

    noun countable

    پرامپتر (دستگاهی الکترونیکی که به گوینده یا مجری کمک می‌کند تا متن یا دیالوگ خود را به‌صورت پیوسته و بدون وقفه بخواند)

    The prompter was positioned at the corner of the studio for easy visibility.

    پرامپتر در گوشه‌ی استودیو گذاشته شده بود تا به‌راحتی قابل دیدن باشد.

    The prompter malfunctioned, leaving the TV host in a difficult situation.

    پرامپتر دچار نقص فنی شد و مجری تلویزیونی را در شرایط دشواری قرار داد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prompter

    1. noun a device that displays words for people to read
      Synonyms:
      TelePrompTer (trademark) autocue theater prompter cue-card playreader
    1. adjective performed with little or no delay
      Synonyms:
      quicker readier timelier
      Antonyms:
      slower later tardier

    سوال‌های رایج prompter

    شکل جمع prompter چی میشه؟

    شکل جمع prompter در زبان انگلیسی prompters است.

    ارجاع به لغت prompter

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «prompter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prompter

    لغات نزدیک prompter

    • - prompt speculation
    • - promptbook
    • - prompter
    • - prompting
    • - promptitude
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.