فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Radiogram

ˈreɪdioʊˌɡræm ˈreɪdiəʊɡræm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    عکسبرداری به‌وسیله‌ی اشعه مجهول، پیام رادیو تلگرافی، پیام رادیویی، پرتونگاره
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد radiogram

  1. noun A photographic image produced on a radiosensitive surface by radiation other than visible light (especially by X-rays or gamma rays)
    Synonyms: radiograph, telegram, cablegram, message, shadowgraph, eeg, skiagraph, electrocardiogram, electroencephalogram, skiagram, electromyogram, pyelogram

ارجاع به لغت radiogram

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «radiogram» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/radiogram

لغات نزدیک radiogram

پیشنهاد بهبود معانی