آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ شهریور ۱۴۰۴

      Reportedly

      rɪˈpɔːrt̬ɪdli rɪˈpɔːtɪdli

      معنی reportedly | جمله با reportedly

      adverb C2

      طبق گزارش یا شایعه، ظاهراً، به‌طوری که شایع است، به‌قرار مسموع

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      He is reportedly going to resign.

      از قرار معلوم قصد دارد استعفا بدهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      لغات هم‌خانواده reportedly

      noun
      report, reporter, reportage, reporting
      adjective
      unreported
      verb - transitive
      report
      adverb
      reportedly

      سوال‌های رایج reportedly

      معنی reportedly به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی reportedly در زبان فارسی به «گزارش شده» یا «طبق گزارش‌ها» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی reportedly به حالتی اشاره دارد که اطلاعات یا خبری بر اساس گزارش‌ها، منابع یا مشاهدات دیگران ارائه می‌شود و هنوز به صورت قطعی تأیید نشده است. این واژه معمولاً برای بیان وقایع یا حقایقی استفاده می‌شود که از طریق منابع مختلف به دست آمده‌اند، اما ممکن است نیاز به بررسی بیشتر یا تأیید رسمی داشته باشند.

      در حوزه‌ی روزنامه‌نگاری و رسانه‌ها، reportedly نقش مهمی در ارائه‌ی اخبار غیرقطعی دارد. خبرنگاران و نویسندگان با استفاده از این واژه می‌توانند اطلاعات را به مخاطب منتقل کنند بدون اینکه خود را مسئول صحت قطعی آن بدانند. این شیوه بیان، هم شفافیت در منبع اطلاعات را حفظ می‌کند و هم به خواننده یا بیننده امکان می‌دهد سطح اطمینان خبر را درک کند.

      در ادبیات و متون تحلیلی نیز reportedly کاربرد دارد، به ویژه وقتی نویسنده می‌خواهد شواهد یا گزارش‌های دیگران را نقل کند، اما قصد ندارد به عنوان حقیقت مسلم آن‌ها را بیان کند. این واژه به متن جنبه‌ای از دقت و احتیاط علمی می‌بخشد و از تعمیم نادرست اطلاعات جلوگیری می‌کند.

      در زندگی روزمره، reportedly ممکن است در مکالمات یا پیام‌ها برای بیان شنیده‌ها به کار رود. به طور مثال، وقتی کسی خبری را از یک دوست یا منبع دیگر نقل می‌کند، استفاده از reportedly نشان می‌دهد که این اطلاعات به صورت مستقیم تجربه نشده و تنها بر اساس گزارش دیگران بیان می‌شود. این کاربرد به شفافیت و صداقت در انتقال اطلاعات کمک می‌کند و از ایجاد سوءتفاهم جلوگیری می‌نماید.

      مفهوم reportedly بیانگر اهمیت نقل دقیق و محتاطانه اطلاعات است. این واژه به ما یادآوری می‌کند که هنگام انتشار یا استفاده از داده‌ها و اخبار، توجه به منبع و سطح اطمینان آن ضروری است. استفاده درست از reportedly باعث شفافیت، اعتبار و مسئولیت‌پذیری در انتقال اطلاعات می‌شود و در هر زمینه‌ای که با داده‌ها و اخبار سروکار داریم، اهمیت دارد.

      ارجاع به لغت reportedly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «reportedly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/reportedly

      لغات نزدیک reportedly

      • - reportable
      • - reportage
      • - reportedly
      • - reporter
      • - reporting
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.