آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مهر ۱۴۰۳

    Rh

    معنی rh | جمله با rh

    adjective

    پزشکی مربوط به عامل ارهاش

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    Rh antigens

    آنتی‌ژن‌های ارهاش

    As a blood donor, it is important to know your Rh status before donating.

    به عنوان اهداکننده‌ی خون، مهم است که پیش از اهدا، از وضعیت ارهاش خود مطلع شوید.

    symbol uncountable

    شیمی عنصر شیمیایی (Rh) رودیم، عنصر رودیم (نماد شیمیایی عنصر Rhodium)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    Rh is a chemical element with atomic number 45.

    رودیم یک عنصر شیمیایی با عدد اتمی ۴۵ است.

    Rh is a precious metal commonly used in jewelry.

    رودیم فلزی قیمتی است که معمولاً در جواهرات از آن استفاده می‌شود.

    abbreviation

    آب‌و‌هوا (RH) (relative humidity) رطوبت نسبی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

    مشاهده

    The RH in the room was too high.

    رطوبت نسبی در این اتاق بسیار زیاد بود.

    The RH in the desert is typically very low.

    به‌طور معمول رطوبت نسبی در بیابان بسیار پایین است.

    abbreviation

    (RH) (right hand) و (right-hander) دست راست، انسان راست‌دست

    He used his RH to sign the document.

    او از دست راست خود برای امضای سند استفاده کرد.

    I am a RH.

    راست‌دست هستم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد rh

    1. symbol a white hard metallic element that is one of the platinum group and is found in platinum ores; used in alloys with platinum
      Synonyms:
      rhodium rh factor rhesus-factor atomic number 45
    1. noun any of several hormones produced in the hypothalamus and carried by a vein to the anterior pituitary gland where they stimulate the release of anterior pituitary hormones; each of these hormones causes the anterior pituitary to secrete a specific hormone
      Synonyms:
      releasing hormone releasing factor hypothalamic releasing hormone hypothalamic releasing factor

    ارجاع به لغت rh

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «rh» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/rh

    لغات نزدیک rh

    • - rf
    • - rg
    • - rh
    • - rh factor
    • - rh negative
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    homesickness baby fan start up cope with something or someone generate breadline break away eternality break in barrier crucial role box up borosilicate blurry مغناطیس ملاحظه کردن ملایمت من که مودی شوالیه شوخی مستهجن شور شکاک شکسته نفسی کردن شکست‌ناپذیر شگفت انگیز شیر گاو شیرینی‌پز شیمیدان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.