آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

    Run Smoothly

    معنی run smoothly | جمله با run smoothly

    collocation

    به آرامی/بدون مشکل پیش رفتن

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The event ran smoothly thanks to careful planning.

    این رویداد به لطف برنامه ریزی دقیق، به آرامی پیش رفت.

    Everything is running smoothly at the moment.

    در حال حاضر همه چیز به آرامی پیش می رود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج run smoothly

    معنی run smoothly به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه یا عبارت «run smoothly» در زبان فارسی به «به‌خوبی پیش رفتن» یا «بدون مشکل اجرا شدن» ترجمه می‌شود.

    این عبارت اغلب برای توصیف فرآیندها، پروژه‌ها، سیستم‌ها یا فعالیت‌هایی به کار می‌رود که بدون نقص، وقفه یا مشکل خاصی انجام می‌شوند و نتیجه‌ی مورد انتظار را به طور روان و مؤثر ارائه می‌دهند. مفهوم «run smoothly» تأکید دارد بر عملکرد بدون اختلال و هماهنگ، جایی که همه عناصر در هماهنگی با یکدیگر عمل می‌کنند.

    در زندگی روزمره، «run smoothly» می‌تواند برای هر نوع فعالیتی به‌کار رود، از یک جلسه کاری گرفته تا یک سفر یا حتی یک رویداد خانوادگی. وقتی گفته می‌شود: The meeting ran smoothly، یعنی جلسه بدون تأخیر، مشکل فنی یا اختلافات غیرضروری پیش رفت و همه چیز طبق برنامه و انتظار انجام شد. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی اهمیت هماهنگی، برنامه‌ریزی و مدیریت صحیح در اجرای فعالیت‌هاست.

    در زمینه‌های حرفه‌ای و سازمانی، عبارت «run smoothly» نقش مهمی دارد، چرا که موفقیت پروژه‌ها، کیفیت خدمات و رضایت مشتریان اغلب به توانایی یک سیستم یا تیم در انجام کارها به‌صورت روان و بدون مشکل وابسته است. برای مثال، یک مدیر پروژه ممکن است بگوید: We need to ensure that the new software runs smoothly before the official launch، یعنی قبل از راه‌اندازی رسمی نرم‌افزار، باید مطمئن شویم که همه چیز بدون مشکل کار می‌کند. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی ارزش بالای پیش‌بینی مشکلات و مدیریت صحیح منابع و زمان است.

    از منظر فرهنگی و اجتماعی، «run smoothly» همچنین می‌تواند به کیفیت تعاملات انسانی اشاره کند. برای مثال، در یک مراسم یا جشن خانوادگی، اگر همه افراد به‌خوبی همکاری کنند و برنامه بدون درگیری یا سردرگمی پیش رود، گفته می‌شود که مراسم «ran smoothly». این کاربرد نشان می‌دهد که هماهنگی و همکاری افراد نه تنها برای کارهای حرفه‌ای، بلکه برای زندگی روزمره و روابط اجتماعی نیز اهمیت دارد.

    «run smoothly» مفهومی است که ترکیبی از کارآمدی، هماهنگی و مدیریت موفق را بیان می‌کند. این عبارت یادآور اهمیت برنامه‌ریزی دقیق، مدیریت منابع، مهارت‌های ارتباطی و پیش‌بینی مشکلات است تا هر فرآیند یا فعالیتی بدون اختلال و با کیفیت مطلوب پیش رود. در واقع، وقتی چیزی «runs smoothly»، همه چیز در مسیر درست خود حرکت می‌کند و نتیجه‌ی نهایی رضایت‌بخش است.

    ارجاع به لغت run smoothly

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «run smoothly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/run-smoothly

    لغات نزدیک run smoothly

    • - run riot
    • - run scared
    • - run smoothly
    • - run the blockade
    • - run through
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.