Self-support

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun
    حمایت از خود، خودپشتیبانی، اتکا به خود
    • - She was determined to achieve self-support by starting her own successful business.
    • - او مصمم بود تا با راه‌اندازی کسب‌وکار موفق خود به حمایت از خود دست یابد.
    • - The goal of the program is to empower individuals to achieve self-support and financial independence.
    • - هدف این برنامه توانمندسازی افراد برای دستیابی به خودپشتیبانی و استقلال مالی است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت self-support

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «self-support» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/self-support

لغات نزدیک self-support

پیشنهاد بهبود معانی