آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آذر ۱۴۰۳

      Sleigh

      sleɪ sleɪ

      گذشته‌ی ساده:

      sleighed

      شکل سوم:

      sleighed

      سوم‌شخص مفرد:

      sleighs

      وجه وصفی حال:

      sleighing

      شکل جمع:

      sleighs

      معنی sleigh | جمله با sleigh

      noun countable

      سورتمه (نوعی وسیله‌ی نقلیه‌‌ی بدون چرخ در مناطق سردسیر که به‌وسیله‌‌ی حیواناتی مانند سگ، اسب یا گوزن شمالی بر روی برف کشیده می‌شود.)

      Santa's sleigh glided smoothly across the snow.

      سورتمه‌ی بابانوئل به‌آرامی روی برف حرکت می‌کرد.

      We decorated the old wooden sleigh with bright ribbons.

      سورتمه‌ی چوبی قدیمی را با روبان‌های روشن تزئین کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Santa's sleigh is filled with gifts for all the good boys and girls.

      سورتمه‌ی بابانوئل پر از هدیه‌هایی برای همه‌ی پسران و دختران خوب است.

      verb - intransitive

      سورتمه راندن، کشیدن سورتمه، سورتمه‌سواری کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      We love to sleigh on winter weekends.

      ما عاشق سورتمه راندن در آخر‌هفته‌های زمستانی هستیم.

      The family can’t wait to sleigh on Christmas Eve.

      اعضای خانواده بی‌صبرانه منتظر سورتمه‌سواری کردن در شب کریسمس هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sleigh

      1. noun a large sled pulled by animals, esp. horses
        Synonyms:
        sled sledge toboggan dogsled bobsled horse sleigh luge

      سوال‌های رایج sleigh

      گذشته‌ی ساده sleigh چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sleigh در زبان انگلیسی sleighed است.

      شکل سوم sleigh چی میشه؟

      شکل سوم sleigh در زبان انگلیسی sleighed است.

      شکل جمع sleigh چی میشه؟

      شکل جمع sleigh در زبان انگلیسی sleighs است.

      وجه وصفی حال sleigh چی میشه؟

      وجه وصفی حال sleigh در زبان انگلیسی sleighing است.

      سوم‌شخص مفرد sleigh چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sleigh در زبان انگلیسی sleighs است.

      ارجاع به لغت sleigh

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sleigh» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/sleigh

      لغات نزدیک sleigh

      • - sleeveless
      • - sleevelet
      • - sleigh
      • - sleigh bed
      • - sleigh bell
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.