Solitary Figure

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
شخصیت/چهره/فرد تنها/منزوی link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- He was a solitary figure, rarely seen by his neighbors.
- او یک شخصیت منزوی بود و همسایگانش به ندرت او را می دیدند.
- A solitary figure stood on the hilltop, silhouetted against the setting sun.
- یک فرد تنها در بالای تپه ایستاده بود، در حالی که تصویرش در برابر غروب خورشید مشخص بود.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت solitary figure

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «solitary figure» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/solitary-figure

لغات نزدیک solitary figure

پیشنهاد بهبود معانی