فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Tailboard

ˈteɪlbɔːrd ˈteɪlbɔːd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    درب پشت کامیون، تخته عقب (تخته عقب گاری و کامیون برای تخلیه بار)
    • - The tailboard of the truck was damaged in the accident.
    • - در این حادثه درب پشت کامیون آسیب دید.
    • - She leaned against the tailboard of the trailer, waiting for the driver to finish unloading.
    • - او به تخته عقب ترایلر تکیه داد و منتظر بود تا راننده تخلیه‌ی بار را تمام کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت tailboard

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tailboard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/tailboard

لغات نزدیک tailboard

پیشنهاد بهبود معانی