شکل جمع:
tiffinsانگلیسی بریتانیایی غذا و آشپزی قدیمی (انگلیسی هندی) غذای سبک، غذای مختصر (معمولاً در روز)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی غذا و آشپزی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She usually brings a small tiffin with her when she goes for a picnic in the park.
او معمولاً وقتی برای پیکنیک به پارک میرود، یک غذای مختصر با خود میآورد.
The provision of a nutritious tiffin for students during extended study sessions could significantly enhance their concentration and academic performance.
فراهم کردن یک غذای سبک مغذی برای دانشجویان در طول جلسات مطالعهی طولانی میتواند بهطور قابل توجهی تمرکز و عملکرد تحصیلی آنها را افزایش دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tiffin» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tiffin