آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آبان ۱۴۰۳

      Tsar

      zɑːr / / tsɑːr zɑː / / tsɑː

      شکل جمع:

      tsars

      توضیحات:

      در انگلیسی بریتانیایی از tzar نیز استفاده می‌شود.

      در انگلیسی آمریکایی به‌جای tsar، معمولاً از czar استفاده می‌شود.

      شکل‌ مؤنث این لغت: tsarina

      معنی tsar | جمله با tsar

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی (تا سال 1917 میلادی) (مذکر) تزار، امپراتور روسیه، پادشاه روسیه، فرمانروای روسیه

      After the revolution, the tsar was forced to abdicate.

      پس‌از انقلاب، تزار مجبور به کناره‌گیری شد.

      Rebels sought to overthrow the tsar and his oppressive regime.

      شورشیان به‌دنبال سرنگونی تزار و رژیم سرکوبگر او بودند.

      noun countable

      مسئول تام‌الاختیار، نماینده‌ی تام‌الاختیار، مباشر (شخصی که برای رسیدگی به موضوعی خاص، از طرف دولت اختیار تام گرفته است)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      As a health tsar, she implemented new policies to combat the pandemic.

      او به‌عنوان نماینده‌ی تام‌الاختیار سلامت، سیاست‌های جدیدی را برای مبارزه با همه‌گیری اجرا کرد.

      The tsar of cybersecurity worked tirelessly to protect sensitive data from breaches.

      مسئول تام‌الاختیار امنیت سایبری برای محافظت از داده‌های حساس در برابر نفوذ به‌طور خستگی ناپذیری تلاش کرد.

      noun countable

      (در سیاست و تجارت) سردسته، رهبر، فرمانده، قائد (فرد بانفوذ و قدرتمند)

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tsar

      1. noun a male monarch or emperor (especially of Russia prior to 1917)
        Synonyms:
        czar tzar

      سوال‌های رایج tsar

      شکل جمع tsar چی میشه؟

      شکل جمع tsar در زبان انگلیسی tsars است.

      ارجاع به لغت tsar

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tsar» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tsar

      لغات نزدیک tsar

      • - TSA
      • - tsadi
      • - tsar
      • - tsarevitch
      • - tsarevna
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.