آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ تیر ۱۴۰۵

      Underdog

      ˈʌndərdɒːɡ ˈʌndədɒɡ

      شکل جمع:

      underdogs

      معنی underdog | جمله با underdog

      noun countable B2

      فوتبال ورزش بازنده‌ی احتمالی، تیم یا بازیکن ضعیف‌تر (شخص، تیم یا کشوری که در یک مسابقه یا نبرد در موقعیت ضعیف‌تری قرار دارد و انتظار نمی‌رود که برنده شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی فوتبال

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Before their clash in the group stage, the Ivory Coast coach stated that his team is happy to relish their underdog status against Germany.

      سرمربی ساحل عاج قبل از تقابل در مرحله گروهی اعلام کرد که تیمش از داشتن وضعیت «تیم ضعیف‌تر» در برابر آلمان لذت می‌برد.

      I always cheer for the underdog in big tournaments.

      من همیشه در مسابقات بزرگ، طرف تیم‌های ضعیف‌تر را می‌گیرم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The underdog pulled off a stunning upset in the final minutes.

      بازنده‌ی احتمالی در دقایق پایانی، شگفتی رقم زد.

      Cape Verde has officially become the ultimate underdog of the 2026 World Cup after holding both Spain and Uruguay to shock draws.

      تیم کیپ‌ورد پس از متوقف کردن اسپانیا و اروگوئه با تساوی‌های شوکه‌کننده، رسماً به تیم ضعیف‌تر و شگفتی‌ساز نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ تبدیل شده است.

      noun singular countable C1

      جامعه‌شناسی سیاست (the underdog) ستم‌دیده، قشر آسیب‌پذیر جامعه، آدم ضعیف، ناتوان، آسیب‌پذیر، فرودست (از لحاظ مالی و قدرت در جامعه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      In the harsh economic system, the underdog struggles to survive.

      در سیستم اقتصادی سخت، قشر ضعیف برای بقا می‌جنگند.

      Many people admire leaders who stand up for the underdog.

      بسیاری از مردم رهبرانی را تحسین می‌کنند که از افراد آسیب‌پذیر دفاع می‌کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد underdog

      1. noun unlikely winner in a contest or struggle
        Synonyms:
        longshot dark horse bottom dog out-of-towner
        Antonyms:
        favorite
      1. noun a person living under very unhappy circumstances
        Synonyms:
        loser miserable underling underprivileged unfortunate low man on the totem pole wretch
        Antonyms:
        favorite

      سوال‌های رایج underdog

      شکل جمع underdog چی میشه؟

      شکل جمع underdog در زبان انگلیسی underdogs است.

      ارجاع به لغت underdog

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «underdog» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/underdog

      لغات نزدیک underdog

      • - underdeveloped
      • - underdo
      • - underdog
      • - underdone
      • - underdrainage
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hoot human resources planning huxley ian icefall if need be ifs and buts ill nature ill-fated immensity immense asset importance in due course in line of duty in style چغاله‌بادام چوریزو حائز حراست‌نشده پارچه‌ی موج‌دار چه حیف حشره‌شناسی سپرزدارو حضور مطلق خمیر یوفکا دل‌نشین دورودراز عاقبت عجله گریختن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.