آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴

      Untitled

      ʌnˈtaɪtld ʌnˈtaɪtld

      معنی untitled | جمله با untitled

      adjective

      بدون عنوان، بی‌نام، بی‌نشان، بدون سرآغاز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      an untitled article

      مقاله‌ی بی‌عنوان

      an untitled aristocrat

      اشرافی بی‌عنوان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد untitled

      1. adjective not of the nobility
        Synonyms:
        ignoble ungentle

      سوال‌های رایج untitled

      معنی untitled به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «untitled» در زبان فارسی به «بی‌عنوان» یا «بدون عنوان» ترجمه می‌شود.

      «Untitled» صفتی است که معمولاً برای توصیف آثار هنری، اسناد، پروژه‌ها یا هر نوع محتوایی به کار می‌رود که خالق یا تهیه‌کننده‌ی آن برایش نام مشخصی تعیین نکرده است. این واژه در زمینه‌های گوناگون از هنر و ادبیات گرفته تا فناوری و مدیریت اطلاعات کاربرد دارد، اما در همه‌ی موارد بیانگر این نکته است که اثر یا شیء مورد نظر بدون برچسب هویتی یا عنوان مشخص ارائه شده است. نبود عنوان می‌تواند عمدی و هدفمند باشد یا به‌طور موقت و پیش از انتخاب نام نهایی رخ دهد.

      در دنیای هنر، «untitled» معمولاً روی تابلوها، مجسمه‌ها، عکس‌ها یا آثار دیگر درج می‌شود تا نشان دهد هنرمند قصد نداشته با یک نام خاص، برداشت مخاطب را محدود یا هدایت کند. بسیاری از هنرمندان معتقدند که یک اثر هنری باید خود، بدون واسطه‌ی عنوان، با بیننده ارتباط برقرار کند. در چنین مواردی، «untitled» فرصتی برای برداشت آزاد و شخصی به مخاطب می‌دهد، بدون آن‌که معنا یا حس اثر به شکل مستقیم هدایت شود.

      در حوزه‌ی فناوری و نرم‌افزار، این واژه اغلب به فایل‌ها یا اسنادی اطلاق می‌شود که هنوز نام‌گذاری نشده‌اند. مثلاً وقتی یک سند جدید در یک برنامه ویرایش متن ایجاد می‌کنید و هنوز برایش نامی انتخاب نکرده‌اید، سیستم آن را به‌صورت پیش‌فرض «Untitled» نام‌گذاری می‌کند. این حالت معمولاً موقتی است و انتظار می‌رود کاربر پیش از ذخیره‌سازی نهایی، عنوان مناسب را انتخاب کند تا فایل در میان دیگر اسناد قابل شناسایی باشد.

      در ادبیات و موسیقی نیز «untitled» گاهی بار معنایی خاصی دارد. برای نمونه، برخی نویسندگان یا آهنگسازان عامدانه از این واژه استفاده می‌کنند تا حس unfinished بودن یا رازآلود بودن اثر را منتقل کنند. در موسیقی، قطعات بی‌عنوان ممکن است به شنونده فضایی بازتر برای تفسیر بدهند و در ادبیات، متونی بدون عنوان می‌توانند نوعی ابهام یا آزادی معنایی را به همراه داشته باشند.

      «untitled» هم می‌تواند نشانه‌ی یک انتخاب هنری و آگاهانه باشد و هم صرفاً وضعیتی موقت پیش از نام‌گذاری نهایی. این واژه یادآور این است که عنوان، هرچند در هویت‌بخشی به آثار و اشیا نقش مهمی دارد، اما نبود آن نیز گاهی می‌تواند بخشی از پیام یا سبک خالق اثر باشد. بسته به زمینه، «untitled» ممکن است حس آزادی، بی‌تعهدی، سادگی یا حتی ابهام را القا کند و همین ویژگی، آن را به واژه‌ای چندلایه و جذاب تبدیل کرده است.

      ارجاع به لغت untitled

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «untitled» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/untitled

      لغات نزدیک untitled

      • - untimely death
      • - untiring
      • - untitled
      • - unto
      • - untold
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.