آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ مرداد ۱۴۰۴

    Untracked

    ʌnˈtrækt ʌnˈtrækt

    معنی untracked | جمله با untracked

    adjective

    گذر نخورده (جنگل و غیره)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The untracked wilderness was filled with hidden treasures.

    بیابان گذر نخورده پر از گنجینه‌های پنهان بود.

    We ventured into the untracked forest.

    وارد جنگل گذر نخورده شدیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد untracked

    1. adjective lacking pathways
      Synonyms:
      pathless roadless trackless untrodden untrod

    سوال‌های رایج untracked

    معنی untracked به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «untracked» در زبان فارسی به «ردگیری‌نشده» یا «پیگیری‌نشده» ترجمه می‌شود.

    «Untracked» صفتی است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که مسیر، موقعیت، یا وضعیت آن مورد پایش، ثبت یا نظارت قرار نگرفته است. این واژه در حوزه‌های مختلفی مانند فناوری، حمل‌ونقل، ورزش، و حتی طبیعت‌گردی کاربرد دارد، اما در همه‌ی این زمینه‌ها معنای اصلی آن به نبود فرآیند ردیابی یا نظارت بازمی‌گردد. گاهی این حالت عمدی است و گاهی نتیجه‌ی کمبود امکانات یا عدم دسترسی به داده‌های لازم.

    در دنیای فناوری و داده‌ها، «untracked» اغلب به فعالیت‌هایی گفته می‌شود که توسط سیستم‌های نرم‌افزاری یا پلتفرم‌ها ثبت و ذخیره نمی‌شوند. برای مثال، یک مرورگر ممکن است قابلیت مرور «untracked» یا خصوصی را ارائه دهد که در آن تاریخچه‌ی جست‌وجو و فعالیت‌های کاربر ذخیره نمی‌شود. این مفهوم در بحث حفظ حریم خصوصی اهمیت زیادی دارد، زیرا بسیاری از افراد ترجیح می‌دهند برخی فعالیت‌هایشان بدون ثبت و ردگیری باقی بماند.

    در حوزه‌ی حمل‌ونقل و لجستیک، «untracked» معمولاً به محموله یا بسته‌ای اطلاق می‌شود که هیچ سیستم ردیابی برای آن فعال نیست. این یعنی موقعیت لحظه‌ای و مسیر حرکت آن مشخص نبوده و گیرنده نمی‌تواند از پیشرفت تحویل مطلع شود. چنین وضعیتی می‌تواند به دلیل ارسال با روش‌های ساده‌تر، کم‌هزینه‌تر یا حتی به دلیل اختلال در سیستم‌های ردیابی رخ دهد.

    یکی دیگر از کاربردهای رایج این واژه در طبیعت‌گردی و ورزش‌های زمستانی است. مثلاً در اسکی، اصطلاح «untracked snow» به برف تازه و دست‌نخورده‌ای اشاره دارد که هنوز هیچ اثری از اسکی یا ردپا بر روی آن دیده نمی‌شود. این نوع برف برای بسیاری از اسکی‌بازان و طبیعت‌گردان تجربه‌ای ناب و لذت‌بخش به شمار می‌رود، زیرا حس بکر بودن و تازگی محیط را منتقل می‌کند.

    «untracked» می‌تواند حامل معانی مثبت یا منفی باشد، بسته به زمینه‌ای که در آن استفاده می‌شود. در برخی موارد، ردگیری‌نشدن به معنای آزادی، حفظ حریم خصوصی یا تجربه‌ای بکر و دست‌نخورده است؛ در موارد دیگر، می‌تواند نشانه‌ی کمبود اطلاعات، نبود شفافیت یا دشواری در مدیریت و پیگیری امور باشد. این دوگانگی باعث شده که این واژه در متون تخصصی، مکالمات روزمره و حتی توصیف‌های شاعرانه کاربرد گسترده‌ای داشته باشد.

    ارجاع به لغت untracked

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «untracked» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/untracked

    لغات نزدیک untracked

    • - untouched
    • - untoward
    • - untracked
    • - untrained
    • - untraveled or untravelled
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    critically cumin curettage curl up customs cut through functionality cuticle in respect of cutie Cyrus dawg in addition light switch like flipping a light switch الم امت امتیاز دیکشنری آلمانی ذخیره خال گوشتی خاموش خاموش کردن خاک بر سرت! خبر خجالت‌آور خجالت‌زده خجالت کشیدن خدا رحم کند!
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.