آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آبان ۱۴۰۴

    Visually

    ˈvɪʒuəli ˈvɪʒuəli

    معنی visually | جمله با visually

    adverb

    (به گونه‌ای که به دیدن یا بینایی مربوط شود) از نظرِ/به‌طور/به‌صورتِ بصری، از نظرِ/به‌طور/به‌صورتِ دیداری، از نظرِ/به‌طور/به‌صورتِ عینی، از نظر ظاهری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    visually stunning

    از نظر بصری خیره‌کننده و حیرت‌انگیز

    The filters are inspected visually every month.

    فیلترها هر ماه به‌صورتِ بصری بررسی می‌شوند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    If a person is visually impaired, their ability to see is limited.

    اگر فردی از نظر بصری دچار اختلال باشد، توانایی دید او محدود است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    لغات هم‌خانواده visually

    adjective
    visual
    adverb
    visually

    سوال‌های رایج visually

    معنی visually به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی visually در زبان فارسی به «از نظر دیداری» یا «به صورت بصری» ترجمه می‌شود.

    این قید برای توصیف هر چیزی به کار می‌رود که مربوط به حس بینایی یا نحوه‌ی دریافت اطلاعات از طریق چشم‌ها باشد. وقتی می‌گوییم چیزی «visually» انجام شده یا دیده شده، منظور این است که آن امر به شکل قابل مشاهده یا از طریق تصاویر، رنگ‌ها، شکل‌ها و نورها قابل درک است.

    در علوم شناختی و روان‌شناسی، مطالعه‌ی فرآیندهای visually دریافت شده اهمیت زیادی دارد، زیرا بخش بزرگی از اطلاعاتی که انسان‌ها از محیط پیرامون خود کسب می‌کنند از طریق حس بینایی است. مغز ما توانایی فوق‌العاده‌ای در پردازش داده‌های بصری دارد؛ به‌گونه‌ای که می‌توانیم رنگ‌ها، حرکت‌ها، عمق و شکل‌ها را به سرعت تشخیص دهیم و بر اساس آن واکنش نشان دهیم. به همین دلیل، دریافت‌های visually بخش عمده‌ای از تجربه‌ی انسان را تشکیل می‌دهند.

    در حوزه‌ی هنر و طراحی، واژه‌ی visually به نقش و اهمیت زیبایی‌شناسی و جذابیت‌های دیداری اشاره دارد. یک اثر هنری، پوستر تبلیغاتی یا طراحی وب‌سایت زمانی موفق است که از نظر visually جذاب و گیرا باشد، یعنی بتواند توجه بیننده را جلب کرده و پیام خود را به شکلی روشن و زیبا منتقل کند. در این زمینه، دانش درباره‌ی رنگ‌ها، ترکیب‌بندی، نورپردازی و حرکت نقش کلیدی ایفا می‌کند.

    از نظر فناوری و ارتباطات، اصطلاح visually به حوزه‌هایی مانند رابط‌های کاربری گرافیکی (GUI)، واقعیت افزوده (AR) و واقعیت مجازی (VR) مرتبط است. این فناوری‌ها تلاش می‌کنند با بهبود تجربه‌ی visually کاربران، تعامل آن‌ها با محیط‌های دیجیتال را طبیعی‌تر و مؤثرتر کنند. به عنوان مثال، استفاده از تصاویر واضح، انیمیشن‌ها و نشانه‌های بصری، به فهم سریع‌تر و راحت‌تر اطلاعات کمک می‌کند.

    در زندگی روزمره، افراد معمولاً به «اطلاعات visually» توجه ویژه‌ای دارند، چرا که مغز انسان به طور طبیعی به محرک‌های بصری حساس است. تابلوهای راهنمایی، نشانه‌های هشداردهنده، رنگ‌های مختلف در محیط شهری یا بسته‌بندی محصولات همگی به صورت visually طراحی شده‌اند تا انتقال پیام را تسهیل کنند. اهمیت این بعد از ارتباطات در دنیای معاصر بسیار پررنگ‌تر شده و طراحان و تولیدکنندگان کالا و خدمات به این جنبه توجه ویژه‌ای دارند.

    ارجاع به لغت visually

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «visually» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/visually

    لغات نزدیک visually

    • - visualize
    • - visualizer
    • - visually
    • - visually impaired
    • - visually impaired tennis
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.