آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Wean

      wiːn wiːn

      گذشته‌ی ساده:

      weaned

      شکل سوم:

      weaned

      سوم‌شخص مفرد:

      weans

      وجه وصفی حال:

      weaning

      شکل جمع:

      weans

      معنی wean | جمله با wean

      verb - transitive

      از شیر گرفتن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      She weaned her children about the age of two.

      در حدود دو سالگی کودکان خود را از شیر گرفت.

      Farmers wean the pigs early to ensure they grow faster.

      کشاورزان خوک‌ها را زود از شیر می‌گیرند تا رشدشان سریع‌تر باشد.

      verb - transitive

      قطع کردن، از دست دادن وابستگی، ترک کردن، کنار گذاشتن، رها کردن، جدا کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Mary's constant advice weaned Paul away from gambling.

      پندهای دائم مریم موجب شد که پال دست از قمار بردارد.

      Weaning her off social media was difficult, but she eventually found balance.

      جدا کردن او از رسانه‌های اجتماعی سخت بود، اما در نهایت به تعادل رسید.

      noun countable informal

      (انگلیسی اسکاتلندی و ایرلندی شمالی) بچه، کودک

      I bought some new clothes for the wean to wear for the party.

      برای بچه لباس‌های جدیدی خریدم تا برای مهمانی بپوشد.

      The parents were worried because the wean wouldn’t stop crying.

      والدین نگران بودند چون کودک دست از گریه کردن برنمی‌داشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wean

      1. verb gradually deprive (infants and young mammals) of mother's milk
        Synonyms:
        break of detach unaccustom bring up stop suckling ablactate

      سوال‌های رایج wean

      گذشته‌ی ساده wean چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده wean در زبان انگلیسی weaned است.

      شکل سوم wean چی میشه؟

      شکل سوم wean در زبان انگلیسی weaned است.

      شکل جمع wean چی میشه؟

      شکل جمع wean در زبان انگلیسی weans است.

      وجه وصفی حال wean چی میشه؟

      وجه وصفی حال wean در زبان انگلیسی weaning است.

      سوم‌شخص مفرد wean چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد wean در زبان انگلیسی weans است.

      ارجاع به لغت wean

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wean» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wean

      لغات نزدیک wean

      • - wealth
      • - wealthy
      • - wean
      • - weaner
      • - weanling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.