آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۴

      Wearable

      ˈwerəbl ˈweərəbl

      معنی wearable

      adjective noun

      پوشیدنی

      adjective noun

      (جمع) پوشاک، جامه، تنپوش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wearable

      1. noun a covering designed to be worn on a person's body
        Synonyms:
        clothing wear article of clothing habiliment vesture
      1. adjective suitable for wear or able to be worn
        Antonyms:
        unwearable

      سوال‌های رایج wearable

      معنی wearable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی wearable در زبان فارسی به «قابل پوشیدن» یا «پوشیدنی» ترجمه می‌شود.

      کلمه‌ی wearable به اشیاء یا فناوری‌هایی اشاره دارد که به گونه‌ای طراحی شده‌اند که روی بدن انسان پوشیده شوند و معمولاً کاربردهای عملی یا فناورانه دارند. این اشیاء می‌توانند لباس‌ها، جواهرات، ساعت‌ها یا تجهیزات هوشمند باشند که علاوه بر ظاهر یا زیبایی، وظایف مشخصی مانند ثبت داده‌ها، ارتباطات، یا محافظت از فرد را بر عهده دارند. این واژه معمولاً در حوزه‌ی فناوری و مد به کار می‌رود و نشان‌دهنده‌ی تلفیق کاربرد و راحتی استفاده است.

      در دنیای فناوری، مفهوم wearable به دستگاه‌های هوشمندی اطلاق می‌شود که به بدن انسان متصل شده و داده‌های مختلفی را جمع‌آوری یا پردازش می‌کنند. نمونه‌های معروف شامل ساعت‌های هوشمند، دست‌بندهای سلامت، عینک‌های واقعیت افزوده و لباس‌های هوشمند هستند. این ابزارها می‌توانند ضربان قلب، فعالیت بدنی، موقعیت جغرافیایی، کیفیت خواب و حتی میزان استرس فرد را اندازه‌گیری کنند و اطلاعات مهمی برای بهبود سبک زندگی یا کنترل سلامت ارائه دهند.

      Wearableها در حوزه‌ی پزشکی و سلامت اهمیت ویژه‌ای دارند. با استفاده از این دستگاه‌ها، بیماران می‌توانند تحت نظارت دائمی قرار بگیرند، علائم حیاتی‌شان ثبت شود و در صورت بروز شرایط خطرناک، هشدارهای فوری دریافت کنند. به عنوان مثال، دست‌بندهای هوشمند برای بیماران قلبی می‌توانند نوسانات ضربان قلب را ردیابی کنند و پزشکان را از وضعیت بیمار آگاه سازند. این فناوری‌ها به طور مداوم در حال پیشرفت هستند و به افزایش کیفیت زندگی و کاهش بار بیمارستانی کمک می‌کنند.

      در صنعت مد و طراحی، wearable به معنای خلاقیت در تلفیق زیبایی و کاربرد است. طراحان با استفاده از مواد و فناوری‌های نوین، لباس‌ها و اکسسوری‌هایی می‌سازند که نه تنها جلوه‌ی بصری جذاب دارند بلکه کاربردهای عملی مانند شارژ گوشی، نمایش اعلان‌ها یا حتی تغییر رنگ و دما را ارائه می‌دهند. این نوآوری‌ها، تجربه‌ی استفاده از لباس و پوشیدنی‌ها را به سطحی فراتر از سنتی‌ترین تعریف‌ها می‌برد و نشان‌دهنده‌ی تلفیق هنر و علم است.

      مفهوم wearable فراتر از یک وسیله‌ی پوشیدنی ساده است و نشان‌دهنده‌ی تعامل نزدیک بین انسان و فناوری است. این اشیاء با ارائه‌ی اطلاعات دقیق، افزایش راحتی و بهبود سلامت و عملکرد روزمره، به نوعی ابزارهای ارتقاء کیفیت زندگی محسوب می‌شوند. استفاده از پوشیدنی‌های هوشمند روزبه‌روز گسترش یافته و به بخشی از سبک زندگی مدرن تبدیل شده است، به طوری که بسیاری افراد بدون آن‌ها روز خود را کامل نمی‌دانند.

      ارجاع به لغت wearable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wearable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/wearable

      لغات نزدیک wearable

      • - wear thin
      • - wear traditional dress
      • - wearable
      • - wearer
      • - weariful
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.