آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آبان ۱۴۰۴

    Whirlwind Visit

    معنی whirlwind visit | جمله با whirlwind visit

    collocation

    بازدید سریع و کوتاه / دیدار برق آسا

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    The president made a whirlwind visit to the affected area.

    رئیس جمهور یک بازدید سریع و کوتاه از منطقه آسیب دیده داشت.

    It was a whirlwind visit, so we didn't have much time to talk.

    این یک دیدار برق آسا بود، بنابراین زمان زیادی برای صحبت نداشتیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج whirlwind visit

    معنی whirlwind visit به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «whirlwind visit» در زبان فارسی به معنای «دیدار کوتاه و شتاب‌زده» یا «دیدار برق‌آسا» است.

    این ترکیب از دو واژه‌ی whirlwind به‌معنای گردباد و visit به‌معنای دیدار یا سفر تشکیل شده است. هنگامی که این دو در کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری از حرکتی سریع، ناگهانی و پرمشغله به ذهن می‌آید؛ همان‌طور که گردباد به‌سرعت از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر می‌وزد، whirlwind visit نیز به دیداری گفته می‌شود که در زمان کوتاهی انجام می‌گیرد، اما پر از رویدادها یا فعالیت‌های فشرده است. این عبارت اغلب در گزارش‌های خبری، متون رسمی یا سفرهای کاری استفاده می‌شود.

    در عمل، whirlwind visit معمولاً به سفر کوتاهی اشاره دارد که هدف مشخص و برنامه‌ای فشرده دارد. برای نمونه، زمانی که یک مقام رسمی تنها برای یک روز به کشوری سفر می‌کند تا با چند نفر دیدار کرده و در چند جلسه شرکت کند، از این نوع بازدید سخن گفته می‌شود. در چنین سفرهایی زمان بسیار محدود است و همه چیز با سرعتی برنامه‌ریزی‌شده پیش می‌رود، درست مانند طوفانی که همه چیز را در مسیر خود درمی‌نوردد.

    از نظر معنایی، این عبارت علاوه‌بر اشاره به سرعت، حامل احساسی از هیجان و پویایی نیز هست. یک whirlwind visit معمولاً با انرژی، فعالیت زیاد و تغییرات لحظه‌ای همراه است. به همین دلیل در گفتار روزمره نیز گاهی برای توصیف دیدارهای غیررسمی یا خانوادگی که با شتاب انجام می‌شود، از این عبارت استفاده می‌کنند؛ مثلاً: She made a whirlwind visit to her hometown before starting her new job (او پیش از آغاز شغل جدیدش، سفری کوتاه و شتاب‌زده به زادگاهش داشت).

    از منظر فرهنگی و زبانی، ترکیب whirlwind visit نشان‌دهنده‌ی نوعی نگرش مدرن به زمان و کارایی است. در دنیای پرسرعت امروز، بسیاری از سفرها و ملاقات‌ها ناگزیرند در زمان اندکی انجام شوند، بی‌آنکه از اهمیت آن‌ها کاسته شود. بنابراین، این عبارت بازتابی از سبک زندگی معاصر است که در آن زمان ارزشمند و فشردگی برنامه‌ها امری رایج به‌شمار می‌آید.

    whirlwind visit را می‌توان سفری دانست که هرچند کوتاه است، اما سرشار از هدف، فعالیت و تأثیر است. چنین دیدارهایی یادآور این نکته‌اند که گاه در چند ساعت نیز می‌توان اثری ماندگار بر روابط انسانی یا تصمیمات مهم بر جای گذاشت، همان‌گونه که گردبادی کوتاه اما پرقدرت می‌تواند چهره‌ی طبیعت را دگرگون کند.

    ارجاع به لغت whirlwind visit

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «whirlwind visit» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whirlwind-visit

    لغات نزدیک whirlwind visit

    • - whirlpool bath
    • - whirlwind
    • - whirlwind visit
    • - whirlybird
    • - whirry
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.