to be, to exist, to be extant
to be
to exist
to be extant
من بهزودی آنجا خواهم بود.
I will be there soon.
برخی زبانها فقط در میان گروههای کوچک هستند.
Certain languages be extant only among small groups.
to be
to be
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
ما برای سفر هیجانزده هستیم.
We are excited about the trip.
او امروز خوشحال است.
She is happy today.
to be, to be present, to attend
to be
to be present
to attend
آنها در فرودگاه منتظر هستند.
They are at the airport waiting.
آیا قرار است در کنفرانس باشی؟
Are you going to be present at the conference?
to live, to be, to exist
to live
to be
to exist
من در نیویورک هستم.
I live in New York.
براساس افسانهها، پریها کجا هستند؟
Where do fairies exist according to legends?
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بودن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بودن